خرید بک لینک

بعد از تو علی تاب دیدن در و دیوار را نداشت،بعد از تو علی تاب شنیدن کنایه ها را نداشت، بعد از تو علی تاب دیدن مغیره را نداشت،بعد از تو...دیگر علی تاب نداشت.

راوی میگه اولین وصیت فاطمه خیلی زود عملی شد

دیدم که پشت جنازه، یه دختر بچه چهار ساله چادری به سر کرده که رو زمین کشیده میشه و داره بیصدا گریه میکنه و میدوه

افسوس از غم های بی پایان تو زینب،افسوس که بغض و اشک مجال از تو نوشتن را گرفته.

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

من یک تنه پای علی ایستادم...جان شما و جان امام زمانتان...

یه نفر دو نفر نبودن که،هجوم علی بیت فاطمه بود،چهل نفر ریختن تو خونه و همه از رو در رد شدن،علی رو بی عبا و بی عمامه دست بسته بردن،فاطمه با اون حال خرابش بااون پهلوی شکسته و بازوی ورم کردش با اون چشم تار و صورت نیلی دنبال علی میدوید و میگفت اجازه نمیدم امام زمانم رو ببرید،عمر مادر ما کوتاهه،قبرش مخفیه،شبونه دفنش کردن افسوس که نزاشتن حق به حق دار برسه

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

ساعت ده و رب بیدار شدم،الان که ساعت دوازده و رب اونقدر خوابم میاد ک چشام میسوزه خیلی وقت بود اینجوری نشده بودم خونده بودم از علایم افسردگی.

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

هیچوقت فکر نمیکردم که دوباره ببینمت،ولی این دنیا غیرقابل پیش بینی تر از این حرفاست، ده سال از آخرین باری که دیدمتگذشته و تو این ده سال هردو مون خیلی تغییر کردیم، همونطوری بودی که تجسمت میکردم،چشم و اب

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

توی بد وضعیتی هستم ، نه راه پیش دارم نه راه پس ،افتادم وسط یه عشق ممنوعه دقیقا عین فیلماااا،کلا اوضاع یجوریه اصلا باور کردنی نیست من از همین تریبون اعلام میکنم هرگز هیچ کس و هیچ چیزیو مسخره نکنید چون ممکنه سرتون بیاد

نمیدونم تهش چی میشه ولی اینو میدونم ک دگ اون آدم سابق نیستم و نمیشم!

دوسش دارم و نباید

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

هیچ وقت فکر نمیکردم چنین شبی رو تجربه کنم هیچوقت.

بی قرارم...

هر چن دقیقه یبار گوشی رو چک میکنم،نمیدونم چیکار کنم آروم بگیرم.

اون رفته و من بی قرارم.

از خودم بدم اومده

دوس ندارم این حالمو

من و چه به این حس و حال آخه ناسلامتی سنی ازم گذشته

دهنت سرویس ای عشق که اینجوری اومدی بخوره تو سرت نخواستیم.

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

توصیه من ب شما اینه ک هیچ وقت واسه مرده دوبار سوگواری نکنید

ده سال پیش تموم شده بود اخه بگو مرد مرض داشتی

داشتم زندگیمو میکردم داشتی زندگیتو میکردی

حالم از مسخره بازی بهم میخوره دوباره میخوام همون آدم سابق بشم منطقی و سرد

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

اصلا شما بگو من عقب افتاده،وقتی میشه یه چیزی رو که کسی ندیده رو اینجوری سرتیتراخبار کرد و نقل هر محفلش کردوقتی میشه اینقدر از یه ویروس که احتمال مرگ داره ترسید و اینقدر مراقبش بود،چطور نمیشه از وعده ح

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

این خانه نشینی کرونایی فرصت خوبیه برای یه بررسی و ارزیابی یک سال گذشته و تحلیل رفتارها و تصمیم گیری ها و برنامه هامون ، یه فرصت خوب برای اون عده ای که هنوز اهداف و برنامه خاصی ندارن ، میشه بیشتر به اهداف فکر کرد

و یه برنامه دقیق برای رسیدن به اهداف ریخت. میشه کتابایی نخونده رو بخونیم میشه فیلمای ندیده رو ببینیم میشه به هرچی که کمتر تو این یه سال توجه کردیم توجه کنیم.

برچسب: نویسنده: کیارش حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 11:08

صفحه بندی